|
مادر
هم طپشِ هميشگيم فقط تويي تو مادرم با تو حضورِ گريه رو از ياد اينه مي برم تو مث يه ستاره اي تو شباي شعراي من با تو ديگه ترانه هام قشنگيا رو رَج زدن خاتون قصه هاي من! بانوي پک و بي بدل! پيش کشِ يه ثانيهَتِه قربوني چن تا غزل گذشته فصل رنگي بازياي عروسکيم گم شده انگار بي صدا راهِ عزيزِ کودکيم منو قايم کن، منو تو چارقد گلدارت بگير مي ترسم از حضور اين آدم بزرگاي حقير من که به جز تو مادرم هيچکي رو باور ندارم با تو دارم از همة خوبيا سر در مي يارم توي ترانه هاي من هميشه جا پاي تواِ اين زمهرير زندگيم گرمِ نفس هاي تواِ با تو دارم جون مي گيرم، خاتونِ باروني من! ناجي نازنينِ اين هق هق ِ پنهوني من! دست تو به سکوت من شعراي ناب و هديه کرد آغوشِ اَمنِت با منه تو وحشتِ شباي سرد ترجمة نگاهتن تک تک واژه هاي من پُر شدن از نوازشات تموم لحظه هاي من بي بي بخشندة من! فرشتة زمين نشين! ببين هميشه کودکم تو دستاي تو نازنين هميشه در کنارمي مث هوا، مث نفس براي حسِ شاعريم لمسِ نفس هاي تو بس با تو به پيرهنِ شبام ماه و ستاره مي زنم تو تکيه گاه اَمنِ من! هميشه عاشقت منم
|
| |
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 16:15 توسط سعید
|
|
|
|
|
|
|
|